
سلام
سال نو مبارک ، برای همه دوستان آرزوی سلامتی و موفقیت را داریم.
چند وقت پیش مطلبی را در وب سایت "انیمیشن امروز" خواندم و به نظر من اهمیت آن به قدری است که لازم دیدم آن را بنویسم ودر مورد آن صحبت کنیم
یک مصاحبه گر نوجوان به سراغ بچه ها میرفت و مصاحبه ای از این دست شکل میگرفت
مجری: سلام
بچه:سلام
مجری: تو تماشاخونه (برنامه ای که انیمیشن های خارجی را در شبکه تهران پخش می کرد) رو میبینی؟
بچه:آره
مجری: بیشتر چه انیمیشن هایی رو دوست داری برات پخش کنیم؟
بچه : انیمیشن های ایرانی
مجری: چرا؟
بچه: (در اینجا لحن بچه ها بسیار حکیمانه میشد) چونکه انیمیشنهای ایرانی مال فرهنگ ما میباشند و بسیارخوب میباشند و ما میباید که از انیمیشنهای ایرانی حمایت کنیم وآنها خیلی خوب میباشند!
مجری:( با لحنی که گویی اولین مرتبه است که چنین سخنان پند آموزی میشنود) ا….چه جالب…آفرین،آفرین، حالا بگو ببینم،امروز دوست داری چه فیلمی ببینی؟
بچه : اوگی، اسپایدرمن3، شرک3، گارفیلد 2، پلنگ صورتی
موضوعی که اینجا مطرح شده باور پذیری شخصیت ها و انیمیشن ها است .
چه موقع یک انیمیشن یا بهتر بگم شخصیت های آن باور پذیر هستند و تاثیرشان فراموش نشدنی است؟
به قول "انیمیشن امروز": (پای انیمیشن ما از جای دیگر میلنگد. قبول کنید که کاراکترهای انیمیشنهای تولید وطن، طوطی های بال وپر ریخته ای هستند که پیام میدهند و پیام میدهند و پیام میدهند….اگر خیلی دلتان میخواهد که از تولیدات وطنی دفاع کنید، من خودم چند نمونه خوبش را سراغ دارم که خوشبختانه یا متاسفانه انیمیشن نیستند. چند سال به عقب برگردید، حتما هنوزهم میتوانید با بیاد آوردن حضور درخشان کلاه قرمزی و پسر خاله لبخند به لب بیاورید. دو کاراکتری که ثابت کردند قابل اعتماد بودن لزوما مساوی با زیبا بودن نیست. کلاه قرمزی اصلا زیبا نبود ولی انقدر باورپذیر بود که بجای اینکه نطق کند: بچه ها لطفا به آفتاب خیره نشوید چون چشمتان آسیب میبیند، خودش برود روی بام،به آفتاب زل بزند، چشمش درد بگیرد، اصلا از رو نرود، کارخودش را توجیه بکند، آسمان و ریسمان را به هم ببافد که ثابت کند با عینک آفتابی خیلی هم خوشگل تر است و نهایتا بدون هیچ پیام اخلاقی گل درشتی ، بچه ما خودش به این نتیجه برسد که نگاه کردن به خورشید میتواند خطرناک باشد. کمی اگر به عقب تر برگردید تمام کاراکترهای مدرسه موشها را را هم صاحب همین خصوصیات قابل اعتماد بودن و باورپذیر بودن میابید. اصولا به نظر میرسد که ما در حیطه تولیدات عروسکی همیشه موفق تر بوده ایم…دلیلش؟ بسیار زیاد است…میتوان از خاستگاه فرهنگی و اجتماعی عروسک در تاریخ ایران شروع کرد تا. عجالتا کاراکترهایمان را دریابیم… خیلی قشنگن،مگه نه؟؟؟)
این جمله آخر خیلی قشنگن ، مگه نه - جمله ای است که در هنگام ساخت کارکترهایی که می سازیم می گوییم و دیگر به بقیه مطلب توجه ای نداریم ،خوب البته زیبایی کاراکترها ممکن است به باورپذیری آن ها کمک کند ولی از آن مهمتر این است که کاراکترهای ما الزاما نباید شسته و رفته باشند ،
به نظر من مشکل ما داستان پردازی است ، ما در پرداخت داستان و ادامه آن مشکل داریم و فقط ادعای داشتن داستان های خوب که از خودمان و فرهنگ خودمان است داریم .
در پست بعدی قصد داریم در مورد داستان بنویسم و اگر ممکن شد داستان هایی را که میتوان موضوع ساخت انیمیشن های ایرانی قرار گیرد در اینجا قرار دهیم ،از شما نیز خواستاریم نظرات خودتان را بنویسید .
